السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : ثبوت )

6

الإسلام يقود الحياة ( سرچشمه هاى قدرت در حكومت اسلامى ) ( فارسى )

اين موضوع در مورد جامعه ها نيز درست است ، زيرا آن ها هر گاه در حركت تمدن آفرين خود هدفى بزرگ تر را بر گزينند ، مى توانند به سير خود ادامه دهند ، و با روشن ماندن آتش هدف براى روزگارى درازتر ، وادار مى شوند گام هاى بيشترى بر دارند . ولى اگر هدف محدود باشد حركت نيز محدود خواهد بود و - پس از تحقق هدف محدود - نيروى دگرگونسازى و آفرينش گرى ، قدرت خود را بر پايدارى از دست مىدهد . در اين جا مكتب ما ديگرى تاريخى با دشوارى اى روبرو مىشود كه از پندارهايش درباره دگرگونى هاى جامعه بشر بر طبق قوانين ديالكتيك سرچشمه مى گيرد ، زيرا هدفى كه ماركسيسم - برى حركت تاريخ و سير انسان - ضرورى مى شمارد ، برداشتن موانع اجتماعى است از سر راه رشد نيروهاى توليد ، و ابزار توليد ، كه اين هم با نابود ساختن الكيت خصوصى و بر پا كردن جامعه كمونيستى امكان دارد ، پس اگر هدف نهائى از سير انسان را بدين گونه بشناسيم ، بايد معقد باشيم كه در لحظه اى كه جامعه كمونيستى برپا شد ، ديگر تحول به نهايت رسيده جاى خود را به سكون مىدهد و حركت منتفى مى گردد . اگر ما هدف حركت دهنده جامعه و سازنده تاريخ را عبارت بدانيم از : « آزاد كردن ابزار توليد از بندهائى كه دست و پاى آن را - در هنگام توزيع - مى بندد » در اين هنگام پس از آزاد شدن آن ، حركت تاريخ پايان مى يابد و همه استعدادهاى دگرگونسازى و آفرينندگى - كه در انسان هست - خشك مىشود .